تبليغاتX
شعر جهانی

mahmudkianush

محمود کیانوش

mahmudkianush

http://mahmudkianush.blogfa.com

شعر جهانی

شعر جهانی

شعر جهانی

محمود کیانوش در شهریور 1313 در مشهد به دنیا آمد. در اوان نوجوانی اوّل به شعر گفتن و بعد به نوشتن داستان کوتاه پرداخت و با تشویق معلّم به این کار ادامه داد و اوّلین داستان او در مسابقه داستان نویسی دانش آموزان سراسر کشور برندۀ اوّل شد. پس از پایان دورۀ اوّل متوسّطه وارد دانشسرای مقدّماتی شد و پس از آن معلم و سپس مدیر مدرسه در یکی از روستاهای اطراف تهران شد. او از پیشگامان شعرهای منثور آهنگین است و مجموعۀ شعرهای آهنگینش با عنوان «شکوفۀ حیرت» (1338-1334) انتشار یافت. پس از آن در رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران به ادامۀ تحصیل پرداخت و لیسانس گرفت. اوّلین ترجمۀ او به صورت کتاب، رمان «به خدایی ناشناخته» اثر جان اشتاین بک است که در سال 1336 منتشر شد. کیانوش مدتی عضو هیئت تحریریه و همچنین سردبیر مجلّۀ «صدف» و چهار دوره هم سردبیر مجلّۀ «سخن» بود. او با وجود رنجوری تن، باروحی شاداب، هنوز هم با تلاش پیگیر در سنّ هفتاد و سه سالگی در زمینه های گوناگون به نوشتن ادامه می دهد و به دو زبان فارسی و انگلیسی می نویسد و تا به حال سه کتاب او به توسط یک ناشر انگلیسی منتشر شده است. کیانوش هم اکنون در لندن با همسرش پری منصوری که نویسنده و مترجم است، زندگی می کند. آنها دو فرزند به نامهای کاوه و کتایون دارند. این وبلاگ با مدیریت مهدی خطیبی و زیر نظر محمود کیانوش اداره می شود. جان و جهان محمود کیانوش(حلقه نیلوفری/2)

شعر جهانی

 
جان و جهان محمود کیانوش/حلقه نیلوفری2    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " شعر جهانی " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


پروازهای ساکن

 

امشب، خواب که آمد، از او بخواه که در روشنایی چراغ به انتظار بماند. پشیمانیها و حسرتهای گذشته را در گذشته ای که دیگر نیست، فروبگذار؛ همۀ نگرانیها و آرزوهای آینده را به آستان آینده ای که هنوز نیست، بسپار؛ و خود را از میان هیاهوی سیاه و تلخی که پیکر آگاهی تو را همچون عقابی گرسنه از هم می درد، بیرون بیفکن و بگریز. بام خانه درگاه آسمان است در مرز خاک، بی دغدغه ای از تاریخ، بی غباری از خاطره. به بالا نگاه کن. به نخستین ستاره ای که چشمت را گرفت، نگاه کن. به ستاره نگاه کن تا ستاره در چشمت بنشیند. در چشمت به ستاره نگاه کن تا چشمت ستاره شود. نگاه کن تا فاصلۀ دهها هزار سال غفلت از میان برخیزد.

    فاصلۀ دهها هزار سال غفلت از میان برخاست. اکنون مردی میانه سال را می بینم که ساعتی است در بستر به انتظار خواب در تقـّلاست. بستر او دریایی است طوفانی که تلاطمی هولناک دارد و در این سفر روح، به قایق جسم او لحظه ای قرار نمی دهد. ذهنش او را در جنگل انبوه و تاریک اندیشه های در جدال سرگردان کرده است، زیرا که برای حفظ دلخوشیهای دیروزش باید فردا از چند آشنا و دوست پیوند ببرّد.

    با آنها در برون از پهنۀ دلخوشیها گهگاه تا صحنۀ آفرینش هستی پروازهایی داشته است. در این پروازها صدای خدا را شنیده است. در صدای این چند آشنا و دوست خدا را دیده است. امّا اکنون دیگر ادامۀ پیوند با آنها مرز امتحان است و او در محنت انتخاب افتاده است. دلخوشیهای او شیرین و سکرآور است. روح او را به اندازۀ جسمش کوچک می کند تا او به آرامش خرگوشی برسد که رؤیایش با سبزی زمین و نیلگونی آسمان می درخشد و از سایۀ مسموم عقاب خالی است. دلخوشیهای او بار دلش را سبک می کند، امّا او اکنون در مرز امتحان از سنگینی بار ذهن در سکوت خود فریاد می زند.

    شرط حفظ دلخوشیهای او اعتقاد بریدن از اصالت و زیبایی آن پروازهاست که تا دیروز خسته اش نمی کرد، دلهره اش نمی داد، در خاطرش ملالی نمی انگیخت؛ پروازهایی که برایش هر لحظه شورانگیزتر می شد، نیرو افزاتر می شد، آرامش دهنده تر می شد، و هرگز معنای خطر را به ذهنش نمی آورد. در این پروازها بود که یکبار با وجد و هیجان بزرگترین کشفها فریاد زد: «من شبم، من همۀ ستاره هایم. من خاکم، آبم، آفتابم. من هیچم، من همه ام!»

    امّا اکنون یاد آن پروازها در ذهنش با معنی خطر شعله ور می شود و روحش را که به کوچکی جسمش شده است، می سوزاند و بیتاب می کند. به او چه بگویم؟ بگذار از محنت انتخاب بگذرد. در مرز امتحان باید تنهایش گذاشت. اگر فردا آن چند آشنا و دوست غیبتش را احساس کردند، او را در تابوت دلخوشیهایش به خاک فراموشی بسپار. انگار که گنجشکی خواب عقاب دیده بود. از بام خانه فرود آی. خواب در روشنایی چراغ در انتظار است.

 

لندن – 17 اوت 2007       

محمود کیانوش جمعه نوزدهم تیر 1388  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
شعری به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی از محمود کیانوش
دو شعر از محمود کیانوش(اشراق و تهران )
بخشی از فصل «تخیّل» از کتاب منتشر نشدۀ «شعر، زبانِ کودکی انسان»
پروازهای ساکن
کلامِ تو/THY WORDS
سپیدی ، سیاهی / تازه ترین سرودۀ دو زبانۀ محمود کیانوش
افتادنِ جام The Fall of the Glass
شبگیر
نقدی بر کتاب « Persian Love Poetry » یا «شعر عاشقانهُ فارسی»
کتاب با نگاهی دیگر /بخش چهارم و پنجم : نیشابور و شیراز
درباره وب
محمود کیانوش در شهریور 1313 در مشهد به دنیا آمد. در اوان نوجوانی اوّل به شعر گفتن و بعد به نوشتن داستان کوتاه پرداخت و با تشویق معلّم به این کار ادامه داد و اوّلین داستان او در مسابقه داستان نویسی دانش آموزان سراسر کشور برندۀ اوّل شد. پس از پایان دورۀ اوّل متوسّطه وارد دانشسرای مقدّماتی شد و پس از آن معلم و سپس مدیر مدرسه در یکی از روستاهای اطراف تهران شد. او از پیشگامان شعرهای منثور آهنگین است و مجموعۀ شعرهای آهنگینش با عنوان «شکوفۀ حیرت» (1338-1334) انتشار یافت. پس از آن در رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران به ادامۀ تحصیل پرداخت و لیسانس گرفت. اوّلین ترجمۀ او به صورت کتاب، رمان «به خدایی ناشناخته» اثر جان اشتاین بک است که در سال 1336 منتشر شد. کیانوش مدتی عضو هیئت تحریریه و همچنین سردبیر مجلّۀ «صدف» و چهار دوره هم سردبیر مجلّۀ «سخن» بود. او با وجود رنجوری تن، باروحی شاداب، هنوز هم با تلاش پیگیر در سنّ هفتاد و سه سالگی در زمینه های گوناگون به نوشتن ادامه می دهد و به دو زبان فارسی و انگلیسی می نویسد و تا به حال سه کتاب او به توسط یک ناشر انگلیسی منتشر شده است. کیانوش هم اکنون در لندن با همسرش پری منصوری که نویسنده و مترجم است، زندگی می کند. آنها دو فرزند به نامهای کاوه و کتایون دارند. این وبلاگ با مدیریت مهدی خطیبی و زیر نظر محمود کیانوش اداره می شود.

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان
محمود کیانوش
مهدی خطیبی

لینک دوستان

بخش ویژه





Powered by WebGozar


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ